باران خانوم یکسال و نیمه شد
وبلاگه دخترم چند وقته که آبدیت نمی شه چون اینجا که هستیم نتونستیم اینترنت بگیریم و مجبورم جایی که می روم مطالب رو بذارم.
دختری یک سال و نیمش شد و شیطونیهاش بیشتر . خانوم خانوما دیگه حسابی شیطونی میکنه و خوب هم غذا نمی خوره . همش می خواد شیر بخوره و نمی تونم بهش زیاد غذا بدم دکتر هم گفته وعده های شیر رو کم کنم چون تا دو سالگی باید قطع بشه.
حسابی کنجکاوی میکنه و اجازه هیچ کاری رو به من نمی ده . هنوز واکسن نزدیم و تو روزهای آینده انجام می دم. خلاصه دوست داره همش بره د د یعنی بیرون و ببریمش پارک. حسابی از سرسره خوشش می یاد و نمیتونه تعادلش رو حفظ کنه ولی با این حال باز دوست داره سر بخوره .
خلاصه که خیلی شیرین تر شده و مامان و باباش بهش وابسته تر ، از مادر جونش و بابابزرگ نگو که حسابی دلشون براش ضعف میره و اون طرف هم همینطور مامان بزرگ و بابا بزرگش لحظه شماری می کنن تا بیاد . عاشق عمو ناضرشه و اسمش میاد ذوق می کنه . با خاله نلی هم حسابی جوره چون هرجی بخواد براش محیا می شه. درکل که همه دوسش دارن و برای دیدنش لحظه شماری میکنن.
سلامت باشی شیرینم.


باران خانوم یکسال و نیمه شد 
